یوهان گریگوریوس هرولد؛ جادوگری که به چینیهای سفید روح بخشید!
تا حالا به این فکر کردین که این ظرفهای چینی خوشگل و رنگارنگی که تو دکور خونهها یا موزهها میبینیم، از کجا اومدن؟ امروز میخوام داستان یه آدم خفن رو براتون تعریف کنم که بهش میگن «پدر نقاشی روی چینی در اروپا». اسمش جناب «یوهان گریگوریوس هرولد» (Johann Gregorius Höroldt) هست. این آقای هنرمند تو ۶ آگوست سال ۱۶۹۶ میلادی به دنیا اومد و تو ۲۶ ژانویه ۱۷۷۵ از دنیا رفت؛ یعنی دقیقا ۷۸ سال عمر کرد. واسه قرن هجدهم که امید به زندگی خیلی پایین بود و مریضیها بیداد میکرد، ۷۸ سال عمر کردن خودش یه رکورد و شانس بزرگ به حساب میاد! اما تو این هشت دهه زندگی، اون کاری کرد که اسمش برای همیشه تو تاریخ هنر موندگار شد.
زیستگاه و محل زندگی: از وین تا قلعهی مخوف مایسن
حالا بیاید ببینیم «زیستگاه» و محل زندگی این نابغه کجا بوده و چطور روزگارش رو میگذرونده. یوهان تو شهر «ینا» (Jena) تو آلمان به دنیا اومد و بزرگ شد. اولش برای کار و یادگیری هنر نقاشی روی چینی رفت به شهر وین (پایتخت اتریش)، اما بخت تو سال ۱۷۲۰ درِ خونهاش رو زد و پاش به کارخونهی افسانهای «مایسن» (Meissen) تو ایالت زاکسن آلمان باز شد. مایسن در واقع خونهی اصلی و زیستگاه هنری هرولد شد. اون روزا کارخونهی مایسن جای معمولی نبود؛ تو یه قلعهی بزرگ، تاریخی و تا حدی مخوف به اسم «آلبرشتسبورگ» قرار داشت. پادشاه اون زمان، فرمول ساخت چینی رو مثل یه راز نظامی و فوقامنیتی تو این قلعه قایم میکرد! هرولد تو همین قلعه، بین کورههای داغ، بوی مواد شیمیایی، گرد و خاک رس و بومهای سفید چینی، بیشتر روزها و سالهای عمرش رو گذروند.
جادوی رنگها تو دل کوره
مشکل بزرگ اروپاییها تو اون زمان این بود که تازه راز ساخت چینی رو کشف کرده بودن (چیزی که تا قبلش فقط تو انحصار کشور چین بود)، اما ظرفهاشون خیلی ساده، سفید و بیروح از آب درمیاومد. رنگهایی هم که نقاشها سعی میکردن استفاده کنن، تو دمای وحشتناک کوره میسوخت، پوستهپوسته میشد یا کلاً تغییر رنگ میداد. هرولد که هم یه نقاش بااستعداد بود و هم به شدت تو ترکیب مواد شیمیایی سررشته داشت، آستیناشو زد بالا. بعد از کلی آزمون و خطا تو آزمایشگاههای همون قلعه و شببیداریهای طولانی، موفق شد فرمول جادویی «لعابهای رنگی پختهشده در کوره» (Overglaze colors) رو کشف کنه. اون یه پالت شامل ۱۶ رنگ مختلف و درخشان ساخت که وقتی روی ظرف کشیده میشدن و میرفتن تو کوره، نه تنها خراب نمیشدن، بلکه براقتر، زندهتر و جذابتر بیرون میاومدن. این اتفاق یه انقلاب بزرگ تو صنعت چینیسازی اروپا بود!
شینوآزری؛ رویای شرق تو نگاه یه اروپایی
شاهکار هرولد تو ۷۸ سال زندگیش فقط ساختن رنگ نبود؛ اون یه سبک نقاشی فوقالعاده رو هم باب کرد. تو اون دوره، اشراف اروپا به شدت شیفتهی فرهنگ و هنر شرق دور بودن. هرولد از این فرصت استفاده کرد و سبکی به اسم «شینوآزری» (Chinoiserie) رو به اوج ظرافت رسوند. شینوآزری در واقع یعنی تصاویری که از هنر شرق الهام گرفته شدن، اما با سلیقه، تخیل و فانتزیِ اروپاییها ترکیب شدن. هرولد شروع کرد به کشیدن مینیاتورهای بینهایت ظریف روی فنجونها، قوریها و بشقابها. تصاویری از آدمهایی با لباسهای شرقی، چترهای آفتابی، پرندههای افسانهای، اژدها و منظرههای خیالی که با چنان دقتی کشیده میشدن که انگار داشت روی بوم نقاشیِ یه شاهکار رنسانس کار میکرد.
سالهای آخر، جنگ و میراث ماندگار
هرولد تو قلعه مایسن یه تیم بزرگ از نقاشها رو دور خودش جمع کرد، مدرسهای راه انداخت و بهشون آموزش داد. اما زندگی همیشه هم روی غلتک نبود و زیستگاه امنش به خطر افتاد. وقتی «جنگ هفتساله» تو اروپا شروع شد (حدود سال ۱۷۵۶)، آتش جنگ به زاکسن و مایسن هم رسید. هرولد تو سن ۶۰ سالگی مجبور شد قلعه و کارخونه محبوبش رو ترک کنه و برای مدتی به شهر فرانکفورت پناه ببره. با این حال، عشقش به مایسن اونقدر زیاد بود که بعد از جنگ دوباره به زیستگاه اصلیش برگشت. اون تا آخر عمرش مشغول مدیریت و خلق آثار هنری موند تا اینکه تو سال ۱۷۷۵ برای همیشه چشماشو بست.
ظرفهای مایسن با نقاشیهای هرولد تبدیل شدن به نماد ثروت، قدرت و کلاس بالا تو کل کاخهای اروپا. خلاصه که، دفعه بعد که یه فنجون چای تو یه ظرف چینی خوشگل و گلدار خوردین، یادتون باشه که پشت این زیبایی ظریف، داستان زندگی پرفراز و نشیب و ۷۸ سالهی یه هنرمند آلمانی قایم شده که تو قلعههای قرن هجدهم جادو میکرد!