جنبش سوررئالیسم: سفری به اعماق رویاها و ضمیر ناخودآگاه
سوررئالیسم (Surrealism) یا فراواقعگرایی، بدون شک یکی از جذابترین، مرموزترین و تاثیرگذارترین مکاتب هنری و ادبی قرن بیستم است. این جنبش که در اوایل دهه ۱۹۲۰ میلادی شکل گرفت، به جای به تصویر کشیدن دنیای منطقی و ملموس پیرامون ما، دوربین خود را به سمت دنیای درون، رویاها، کابوسها و ضمیر ناخودآگاه انسان چرخاند. سوررئالیستها معتقد بودند که حقیقت غایی نه در دنیای بیداری و منطق، بلکه در اعماق ذهن پنهان شده است.
ریشهها و تولد یک رویا
سوررئالیسم در خاکسترهای به جا مانده از جنگ جهانی اول و از دل مکتب عصیانگر «دادائیسم» (Dadaism) جوانه زد. دادائیستها با خشم از ویرانیهای جنگ، منطق و عقلانیت بشری را که مسبب این فجایع میدانستند، رد میکردند. اما سوررئالیسم این طغیان را هدفمند کرد.
در سال ۱۹۲۴، شاعر و نویسنده فرانسوی، آندره برتون (André Breton)، با انتشار «مانیفست سوررئالیسم»، این جنبش را رسماً پایهگذاری کرد. بزرگترین منبع الهام برتون و پیروانش، نظریات روانکاوانه زیگموند فروید بود. فروید ثابت کرده بود که رفتار انسان تا حد زیادی توسط ضمیر ناخودآگاه و امیال سرکوبشدهای که در خواب و رویا خود را نشان میدهند، کنترل میشود. هنرمندان سوررئالیست تصمیم گرفتند این قلمروی کشفنشده را روی بومهای نقاشی و در صفحات کتابها به تصویر بکشند.
علاقهمندان به کشف رازهای نهفته در تابلوهای شگفتانگیز این سبک، میتوانند برای مطالعه و تماشای نمونههای هنری بیشتر به گالری هنری پرگارچی سر بزنند.
ویژگیها و تکنیکهای بنیادین سوررئالیسم
هنرمندان این مکتب برای دور زدن منطق و دسترسی مستقیم به ضمیر ناخودآگاه، از روشها و ویژگیهای بصری خاصی استفاده میکردند:
-
اتوماتیسم (Automatism): خلق اثر به صورت خودکار و بدون دخالت ذهن هوشیار. در این تکنیک، هنرمند اجازه میداد دستش بدون هیچ نقشه قبلی روی کاغذ حرکت کند تا تصاویری مستقیماً از ناخودآگاه فوران کنند.
-
همنشینیهای غیرمنطقی (Juxtaposition): قرار دادن اشیاء کاملاً بیربط در کنار یکدیگر. مثلاً یک لوکوموتیو که از شومینه یک اتاق پذیرایی بیرون میآید. این تضادها باعث ایجاد شوک بصری و برهم زدن عادات ذهنی مخاطب میشد.
-
فضاهای رویاگونه و وهمآلود: نقاشیهای سوررئالیستی اغلب دارای فضاهایی بیانتها، سایههایی بلند و پرسپکتیوهایی اغراقآمیز هستند که دقیقاً اتمسفر یک خواب عجیب را تداعی میکنند.
-
تغییر ماهیت اشیاء: در این آثار، اشیای سخت ممکن است ذوب شوند، انسانها به حیوان یا گیاه تبدیل گردند و قوانین فیزیک (مانند جاذبه) کاملاً نقض شوند.
هنرمندان نامدار و آثار شاخص
مکتب سوررئالیسم میزبان برخی از خلاقترین و دیوانهترین نوابغ تاریخ هنر بود که هر کدام با زبانی متفاوت، دنیای درون خود را متجلی کردند:
سالوادور دالی (Salvador Dalí) نام سوررئالیسم بیش از هر کس با سبیلهای عجیب و شخصیت نمایشی سالوادور دالی گره خورده است. او با تکنیک نقاشی بسیار دقیق و واقعگرایانهاش، غیرممکنترین صحنهها را چنان واقعی میکشید که مخاطب آنها را میپذیرفت. تابلوی «تداوم حافظه» (The Persistence of Memory - 1931) با آن ساعتهای در حال ذوب شدن در یک منظره متروک بیابانی، نمادینترین اثر سوررئالیسم است که مفهوم نسبی بودن زمان و فروپاشی نظم را نشان میدهد.
رنه ماگریت (René Magritte) نقاش بلژیکی که رویکردی فیلسوفانه به سوررئالیسم داشت. او اشیای روزمره و معمولی (مثل سیب، کلاه لبهدار، پیپ و ابر) را در موقعیتهایی ناممکن قرار میداد تا مخاطب را به پرسش درباره ماهیت واقعیت وا دارد. اثر معروف او «خیانت تصاویر» که نقاشیِ یک پیپ است و زیر آن نوشته شده "این یک پیپ نیست"، چالشی عمیق درباره تفاوت بین واقعیت و بازنمایی واقعیت (تصویر) ایجاد کرد.
ماکس ارنست (Max Ernst) ارنست یکی از پیشگامان تکنیکهای نوآورانه در سوررئالیسم بود. او با ابداع روشهایی چون فروتاژ (Frottage) (ساییدن مداد روی کاغذی که روی سطح بافتدار قرار گرفته) و دکالکومانیا (Decalcomania) (فشردن رنگ بین دو سطح)، تلاش کرد تا تصاویری کاملاً تصادفی و برخاسته از ناخودآگاه خلق کند که بعدها در آنها هیولاها و مناظر وهمانگیز کشف میشدند.
خوان میرو (Joan Miró) برخلاف نقاشیهای کابوسوار دالی، آثار خوان میرو بیشتر شبیه به نقاشیهای کودکان و رویاهایی شاد و بازیگوشانه بود. تابلوهای او پر از فرمهای انتزاعی، خطوط رقصان، ستارگان و اشکال زیستشکل (Biomorphic) با رنگهای خالص و درخشان است.
میراث سوررئالیسم
فراواقعگرایی تنها به نقاشی محدود نماند و به سرعت ادبیات، عکاسی (مانند آثار من ری)، مجسمهسازی و به ویژه سینما را تسخیر کرد (فیلم «سگ آندلسی» ساخته لوئیس بونوئل و سالوادور دالی از شاهکارهای سینمای سوررئال است).
تاثیر این مکتب تا به امروز در هنر معاصر، طراحی مد، تبلیغات و موزیکویدیوها به شدت احساس میشود. سوررئالیسم به انسان مدرن یادآوری کرد که دنیای درون ما، با تمام تاریکیها، ترسها و فانتزیهایش، به اندازه دنیای بیرون واقعی و قابل احترام است و هنر، بهترین ابزار برای پرواز در این آسمان بیمرز است.